دیوونه غربتی!

ارباب جانم، در جوانی شده ام از غم عظمای تو پیر!
نویسنده : دیوونه غربتی! - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱ بهمن ۱۳٩٠
 

السلام علی قلب زینب الصبور سلام الله علیها


وقتی وارد مدینه شد

هیچکسی نشناخت بانوی محمل نشین را

هیچکس!

حتی عبدالله همسرش!

از همان اول به داداش جانش می گفت:

اگر من را از تو جدا کنند،

خواهم مُرد!

ولی چه کند که با برادر عهد کرده است و قافله سالار کاروانی طوفان زده است!

خدا می داند که

غم داداش حسین علیه السلام

با عمه جان سادات سلام الله علیها چه کرد!

 

دل نوشت: هیچ عکس و نوشته ایی مثل این عکس نمی تونه حال و احوال دل آشفته ما رو بیان کنه .. حاله همه ما !

دل نوشت: دل که می سوزه دیگه سرش نمیشه ساعت 1 شب یا ... ناخواسته دست به کیبورد میشی!

امشب هم دلم سوخت و هم شکست!

غصه نوشت: حواسمون هست؟ ماه صفر هم داره تموم میشه! هر شب هیئت، هر شب روضه ارباب، هر شب گریه بر حسین علیه السلام.... داره تموم میشه ها!

غصه نوشت: محرم و صفر داره تموم میشه! نتونستم خودم رو راضی کنم تا یک پست برای ابن الفاطمه سلام الله علیها، یل ام البنین سلام الله علیها بنویسم! از جناب عباس ابن علی علیه السلام نوشتن سخته! از عباس سلام الله علیه نوشت از آب شدن یک مرد نوشت است! من مرد این میدون نیستم، همین!

غصه نوشت: یعنی امسال نمی خوای ما رو یه کرب و بلا ببری ارباب (علیک منی السلام)؟

باز هوای حرمت، حرمت آرزوست ...

غصه نوشت: دلم برای شب های محرم تنگ شده! رفیق من، میدونی چی میگم؟

آخر نوشت: سر خُم مِی سلامت ...

سر سلامتی حضرت صاحب روحی فداه دعایی بفرمائید و ...!


 
comment ---> نظرات ()
 
عالم بدون عشق حسین علیه السلام، هیچ نیرزد!
نویسنده : دیوونه غربتی! - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳٩٠
 


أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلات


گفتم ببرمش شمال، تا شاید یه ذره حال و هواش عوض بشه!

آخه این این یک ماه و خورده ایی اینقدر هیئت و روضه رفته بود احساس کردم کلی روحیه اش داغون شده!!

تو ویلا بودیم، کنار ساحل خزر!

با تشر بهش گفتم: چیه؟ چی شده؟

دوباره چرا بغض داری؟

اینجام نمی خوای دست برداری؟

گفت: ... (سکوت کرد)

عصبانی شده بودم!

گفتم: تو رو خدا کوتاه بیا دیگه! چقدر غم چقدر غصه چقدر روضه چقدر سیاهی عزا چقدر چقدر چقدر !!

روشو کرد به سمت دریا و ...

گفت: این همه آب!

اونوقت ارباب ما حسین علیه السلام رو

کنار شط فرات

با لب تشنه

سر بریدند ..

آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ هــ

آخر نوشت: امام رضا علیه السلام فرمودند: هر مؤمن که قبر امام حسین علیه السلام را کنار شط فرات در کربلا زیارت کند همانند کس است که خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت کرده باشد. الوسایل- ج 10- ص 250

روضه نوشت: آنگاه که یزید ملعون ازل و ابد از کرده ی خود پشیمان و نادم گشت دستور داد تا اهل بیت را با احترام به شهر خود باز گردانند! و به خواسته عمه جانمان زینب سلام الله علیها دستور داد تا تمام غنائم گرفته شده از اهل بیت ارباب جان مان حسین علیه السلام را برگردانند و جناب زینب کبری سلام الله علیها رو کرد بر یزید(لعنت الله علیه) و فرمودند: ای یزید(لعنت الله علیه )! در بین غنائم یک پیراهن کهنه است! آنرا نیز برگردانید!

یک پیراهن کهنه!

این نامرد مردم به همین پیروهن هم رحم نکردند؟

چنان جسم تو را غارت نمودند ... که حتی پیروهن را هم ربودند؟

غصه نوشت: یه روز نوشتم:

شب ما سینه زنان لیله عاشورا نیست ... شور و دلشوره برای شب اول دارم

اما حالا روزشمار به پایان رسیدن این بزم آغاز شده است!

غم نوشت: این محرم و صفر هم داره تموم میشه و ما هم باید با این سیاهی ها خداحافظی کنیم!

من از فراق روضه ی تو میمیرم حسین علیه السلام

آخر نوشت: (به بهانه شهادت دانشمند عزیز شهید احمدی روشن) آقا سید روح الله، خمینی کبیر رحمة الله علیه چه زیبا فرمود:

بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود!

مردن تهلکه نیست؛ مردن حیات است. آن عالم، حیات است؛ این عالم مرده است. از مردن نترسید، و نمی ترسیم. آنها باید بترسند که مردن را از بین رفتن می دانند؛ هلاک و فنا می دانند. چرا مسلمین از موت بترسند؟ چرا علما از موت بترسند؟ این مکتب باقی است؛ مکتب اسلام باقی است؛ این نهضت باقی است.

ثابت نوشت: برای سلامتی حضرت صاحب روحی فداه صدقه فراموش نشود و آرامش دل حضرت دعایی بکنیم ...


 
comment ---> نظرات ()
 
من همچنان به ذکر تو گریانم ای حسین (علیه السلام)
نویسنده : دیوونه غربتی! - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٠
 

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ

مکان اول: مسیر کوفه به شام - در کلیسای یک راهب مسیحی

راهب خوب نگاه می کند

نه با چشم سر

بلکه با چشم دل!

این سر کیست که چنان نورانیست؟

10 هزار دینار به حاملین ملعونه سر مبارک حضرت علیه السلام داد تا لحظه ایی سر را به ایشان بسپارند

راهب حیران است و حیران!

خدایا این سر کیست؟!

تو را به حق عیسی بن مریم(علیه السلام) سوگند که به امر و اذن تو این سر با من سخن بگوید...

پس سر مبارک ارباب ما حسین علیه السلام زبان به سخن گشود و فرمود:

ای راهب!

از من چه می خواهی؟

راهب گفت: تو کیستی؟

فرمود: من فرزند محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله و امیرالمومنین علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها هستم.

من کشته شده به صحرای کربلا و مظلوم به جور و جفا در دشت نینوا و عطشان و تشنه لب به نهر علقمه از آب فرات هستم. ( آ آ آ آ آ آ آ ه ه ه ه ه ه ه )

پس سر مبارک ساکت و خاموش شد.

راهب صورت به صورت ارباب جان ما حسین علیه السلام نهاد و گفت:

آیا شفیع من در روز قیامت خواهی شو؟

سر مقدس ارباب جان ما سیدالشهداء علیه السلام به سخن آمد و گفت:

مسلمان شو ...

راهب بی درنگ شهادتین را بر زبان جاری کرد ...

مکان دوم - شهر شام -مجلس  یزید ملعون ازل و ابد

اهل حرم رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه و آله با دستانی بسته و به هم پیوسته به داخل قصر تشریف فرما شدند

و امام ما جناب سجاد علیه السلام بر  یزید ملعون ازل و ابد تشر زدند و فرمودند:

ای  یزید (ملعون ازل و ابد)!

اگر رسول خدا صلى الله علیه و آله ما را در این حالت ببیند گمان دارى با تو چه خواهد کرد؟

و دردانه ارباب جانمان حسین علیه السلام فریاد زد:

اى یزید!

آیا دختران رسول خدا صلى الله علیه و آله باید اینگونه به اسارت گرفته شوند؟

تمام مهمانان یزید ملعون به گریه آمدند و یزید ملعون چون وضعیت را اینگونه دید به ناچار دستور داد دست های مبارک ایشان را باز کنند.

آنگاه سر مبارک حضرت علیه السلام را که در داخل تشتی از طلا گذاشته قرار داده بودند در مقابل آن ملعون ازل و ابد قراردادند.

و یزید ملعونِ مست(!)

مستِ مست!

هنوز از وضعیت به وجود آمده دلگیر است و ...

عصبانی!

عصبانی!

عصبانی!

و ...

خون دل نوشت: خدا می داند دیگر توان روایت نیست و دست بر روی کلید های کیبورد حرکت نمی کند ...

پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

(متن بالا روایتیست از بحار الانوار ج 45 و نفس المهموم 435)

 خون دل نوشت:بخدا دل این ایام خون است! دعا کنید این ماه صفر زودتر بگذرد، دیوانه کرده مرا ..

 خون دل نوشت:دلم هوای روضه ی باب الحوائج علی اصغر علیه السلام را دارد ...

بیچاره رباب! بیچاره رباب! بیچاره رباب!  ....

....... : دیشب برنامه پارک ملت، سال نو میلادی رو با چه آب و تابی تبریک می گفت! دم شون گرم!

خوشا به حال اون کسانی که این قوطی جادویی شان را بوسیده اند و گذاشته اند کنار تا خاک بخورد که جز این بکار دگر نیاید !!

 خون دل نوشت: هر کس بر این لباس سیاه طعنه می زند .. فردا برای یک نخ آن هم اسیر ماست!

آخر نوشت: آرامش دل صاحب الزمان روحی فداه، دعایی کنیم ...


 
comment ---> نظرات ()
 
شیرین زبون حسین علیه السلام ....
نویسنده : دیوونه غربتی! - ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٠
 

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ

بعد از عصر عاشورا بود

دستور به فرار داشتند!

دخترک تنها

در بین خارها گیر افتاده بود که ...

که آن (شبهه) مرد

به دردانه اباعبدالله الحسین علیه السلام نزدیک شد

مرد !!

به فرزندان خود قول هدیه ای گران بها از غنائم را را داده بود

ولی گویا از غارت خیمه ها عقب مانده بود و نصیبی از غنائم نبرده بود!

ناراحت بود و عصبی !

و غروب غم انگیز عاشورا ترسی عجیب به جانش انداخته بود!

به دخترک مظلومه که رسید

برایش هیچ مهم نبود غیر از گوشواره ی دخترک!

با ضربتی

هم گوشواره را ربود و هم ...

گوش را درید!

 خون دل نوشت: قد و قواره یه دختر 3 ساله رو دیدید؟ روضه رقیه خاتون سلام الله علیها باید مثل من یه دختر 3-4 ساله داشته باشی تا بفهمی چی میگم!

خون دل نوشت: امسال شب سوم محرم،  آتش به جانم زد روضه ی 3 ساله اربابمون حسین علیه السلام.

آخه مگه یه دختر بچه سه ساله چفدر جوون داره! هان؟

بغض نوشت: چقدر دلم برای عمه سادات سلام الله علیها سوخت ...

حسین علیه السلام دخترک شیرین زبونش رو به خواهر سپرده بود !!

خون دل نوشت: اووووووووووووووج شیرین زبونیه دختر همین دوره 3-4 سالگیه!

تا سر رو گذاشتن جلوش ...

یا ابتاه!

من الذی خضّبک بدمائک؟

یا ابتاه!

من الذی قطع وریدک؟

یا ابتاه!

من الذی ایتمنی على صغر سنی؟

یا ابتاه ... یا ابتاه ... یا ابتاه ...

خون دل نوشت: به خدا قسم ما نمی فهمیم بر این دختر سه ساله چه گذشت ...

دلم نوشت: یا رازق البکاء علی الحسین علیه السلام...

دل نوشت: ماه صفر است! برای آقامون، صاحبمون، همه دار و ندارمون زیاد صدقه بدیم در این ماه

سیاسی نوشت: 9 دی یعنی آقا جان! ما برای نائب شما کم نمی ذاریم! یعنی تا آخرش پای این نظام ایستادیم! یعنی قرار نیست کربلای 61 تکرار بشه! یعنی مسلم شما غریب نخواهد ماند! یعنی این "ما (من و تو)" هستیم که پای ولی امرمون، امام خامنه ایی ایستاده ایم! و جان حداقل هدیه ایی است که آماده کرده ایم!

ثابت نوشت: آرامش دل صاحب الزمان روحی فداه دعایی کنیم ...


 
comment ---> نظرات ()
 
من، شبی بلندتر از، شب یلدا می شناسم!!!
نویسنده : دیوونه غربتی! - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ آذر ۱۳٩٠
 

أَلسَّلامُ عَلى غَریبِ الْغُرَبآءِ

 

تهران - محرم 1390

در خیابان که می روی، شوری بس عجیب بر پاست!

صف(!) شیرینی فروشی ها شلوغ

میوه فروشی ها شلوغ

فروش انار دون شده بازاری دارد عجیب!

و آجیل فروشی ها نیز هم!

کوفه - زندان کوفه - محرم 61 هجری قمری

کودکان در بند ..

امام معصوم علیه السلام در بند ...

زینب، عمه جان سادت سلام الله علیها، در بند ...

و فرمود: نه می توانستیم به تندی حرکت کنیم و نه به کندی

همه ی ما را به یک بند کردند!

پیر و جوان، مرد و زن!

اگر سریع حرکت می کردیم کودکان به زمین می خورند

و اگر آهسته ...

بودند دژخیمان بی رحمی که ...

کودکان را با ضرب تازیانه ...

ای وااااااااااااااااااای

 

خون دل نوشت: آهسته گویمت! اگر اشکی در بساط نداری نخوانش!

این جمله خط خورده محرم م یخواهد! باشد برای تویی که روضه را می فهمی! باشد آتشی بر جان و دلمان!

بد مستی می دانی چیست؟ بگذریم! بگذریم! بگذریم ...

پس از آنکه اسرا (خاک بر دهانم که باید این چنین از آل الله نام برم) و سرهای مقدس را در شهر کوفه می گردانیدند
ابن زیاد لعنت الله علیه در کاخ خود می نشست و دستور می داد که سر مطهر ارباب ما حسین علیه السلام را در برابرش گذارند و آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را به همراه امام غریبم سجاد علیه السلام، در حالی که به طناب بسته بودند وارد مجلس کنند! و ببینتد آنچه که نباید دید!

خون دل نوشت: از غم دوست در میکده من آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ ه ه ه ه ه ه کشم ...

خون دل نوشت: در این معصیعت آباد تهران چه خبر است؟ ایرانی گری تا کی؟ تا کجا؟

خون دل نوشت: یه لحظه! یه لحظه فکر کنیم! میشه دل امام زمان روحی فداه خون باشه و اونوقت ما بهم تبریک شب یلدا بگیم؟ (از تکرار این طرح سئوال خسته شدم!!! تویی اینجا را می خوانی! می دانی چه می گویم!)

خون نوشت: حالم از این اس ام اس های تبریک شب یلدا بهم می خوره!

خون دل نوشت: التماس می کنم کسی اینجا تبریک شب یلدا ننویسه!

خون دل نوشت: دلم به حال و احوال بعضی از دوستان فضای مجازی که از هر غیر مجازی به ما نزدیک ترند غبطه می خورد! بسیـــار ...

نوشت: گویند نیست از شب یلدا بلندتر شبی ... پیداست اینان شام غریبان نـــــــدیده اند ...

دوست نوشت: چه آرام تاریخ تکرار می شود! اهل البیت اباعبدالله علیه السلام در اسارت و عده ای بدنبال تخمه شب یلدا ... !

خون دل نوشت: یابن الحسن روحی فداک.... شرمنده ایم! کوفیان حریم جدت را شکستند و ما حرمت عزای جدت را!

شرمنده ایم ....


 
comment ---> نظرات ()